خیلی خوش امدید

هرگونه کپی برداری از مطالب اینجا با هر شیوه و روشی ازاد ومجاز است

در خانه ما هر کسی چیزی کم داشت/ پدر مرحومم خنده/ خواهرم جهاز/ من کیف و کفش و بیچاره مادرم خون/ رفتیم دکتر/ گفتند که پسته خوب است/ پدر مرحومم با هزار مکافات/ رفت منت کشی پسته ای که سالیان سال با ما قهر کرده بود/ یک مشت پسته را گرفت و به خانه آورد/ بیچاره ها لال بودند/ خشک شان زده بود/ آمدیم سکوت شان را بشکنیم که دندان خواهرم شکست!


بهرنگ قاسمی
از: مجموعه شعر «نهنگ ها بی گذرنامه عبور می کنند»


برچسب‌ها: بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 17:10  توسط لبخند رویایی  | 

نزدیکت می شوم
بوی دریا می‌‌آید
دور که می شوم
صدای باران!
بگو تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست؟
لنگر بیاندازم عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم؟!

مهمان های نامرئی - بهرنگ قاسمی


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 21:15  توسط لبخند رویایی  | 

اندامت
"رعنا"

چشمهایت
"شهلا"

صورتت
"فریبا"

طعم ات
"شیرین"

لبانت
"عسل"
.
.
.
وای!!

رحم کن دختر

چند نفر به یک نفر…!!!؟؟


بهرنگ قاسمی


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 11:2  توسط لبخند رویایی 

دلیل نیامدن ت

از دو حال خارج نیست

یا نمی خواهی ام

يا....

یا ابالفضل.... یعنی نمی خواهی ام؟


بهرنگ قاسمی


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 0:36  توسط لبخند رویایی 

با اينكه بعضى كار ها را نبايد انجام داد

اما به لذت اش مى ارزد

مثل سر كشيدنِ پارچِ آب

آن هم در چله ى تابستان و يا

فكر كردن به تو

وقتى مى دانم معشوقه ى من نيستى!

خدا شفا "ندهد"

وقتى اين روزها

دوست داشتن ات نوعى مرض شده است!



بهرنگ قاسمى


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 14:31  توسط لبخند رویایی 

بغض ات 

در گلوی من گیر کرده است!

دلم را بده

بغض ات را بگیر!


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 10:41  توسط لبخند رویایی 

زور که نیست

تو

باید مال من باشی!


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 17:8  توسط لبخند رویایی 

ماهی ها نه گریه می کنند

نه قهر

و نه اعتراض!

تنها که می شوند

قیدِ دریا را می زنند

و تمام مسیر رودخانه را

تا اولین قرار عاشقی شان

برعکس شنا می کنند!


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 11:30  توسط لبخند رویایی 

نمی دانم

دلتنگی ام برای چیست

و دست هایم 

چشم انتظار کیست

در من، کودکی دبستانی

تکیه داده است به دیوار

و مُدام به آمد و شد مردم نگاه می کند


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 13:14  توسط لبخند رویایی  | 

با اينكه بعضى كار ها را نبايد انجام داد
اما به لذت اش مى ارزد
مثل سر كشيدنِ پارچِ آب
آن هم در چله ى تابستان و يا
فكر كردن به تو
وقتى مى دانم معشوقه ى من نيستى!
خدا شفا "ندهد"
وقتى اين روزها
دوست داشتن ات نوعى مرض شده است!

بهرنگ قاسمى
از مجموعه نهنگ ها بی گذرنامه عبور می کنند.


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 10:28  توسط لبخند رویایی  | 

امروز زنی‌ را دیدم 
بوسه‌ از لبش می چکید
خدا را شکر
پس،هنوز مردی هست که
عاشقانه‌ می‌‌بارد!

 


"بهرنگ قاسمی"


برچسب‌ها: شعر, بهرنگ قاسمی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 19:53  توسط لبخند رویایی  |