خیلی خوش امدید

هرگونه کپی برداری از مطالب اینجا با هر شیوه و روشی ازاد ومجاز است

سرم را به باد دادم!

 

 

دیگر سری هم ندارم،

که سر به راهت باشد!

 

سر به سر هر که می‌خواهی،

بگذار . . .

 

شاعر: نسترن وثوقی


برچسب‌ها: شعر, نسترن وثوقی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:28  توسط لبخند رویایی 

جهان بی عشق

چیزی نیست جز

تکرارِ یک تکرار

اگر جایی به حالِ خویش

باید گریه کرد، اینجاست...

 

"فاضل نظری"


برچسب‌ها: شعر, فاضل نظری
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:27  توسط لبخند رویایی 

این کلمات نحیف را

 

یارای آن نیست

تا بار سنگین محبت مرا

به منزل گاه بلند تو برسانند

پس همان بهتر که

گاهی ...

به نگاهی ...

http://robaii.blogfa.com/


برچسب‌ها: شعر, وحید عمرانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:22  توسط لبخند رویایی 

آن چنان با سرعت این عاشق شدن رخ داد که

صحنه ی آهسته اش هم آنچنان مفهوم نیست.

 

ایمان زعفرانچی


برچسب‌ها: شعر, ایمان زعفرانچی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 9:54  توسط لبخند رویایی  | 

گونه ها

سواحل چشم های تو اند

بوسه ها بر آن

غرق شده.


برچسب‌ها: شعر, صدرالدین انصاری زاده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 9:40  توسط لبخند رویایی  | 

می دانم..

آخر یک روز 

خسته می شود از نیامدنش

شوخی که نیست

مگر آدم 

چقدر می تواند نیاید!..


برچسب‌ها: شعر, آرش نژادی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 9:0  توسط لبخند رویایی  | 

لااقل بگو نمی خواهی برگردی

اینطوری تکلیف خودم را می دانم 

و باز...

منتظرت می مانم


برچسب‌ها: شعر, کامران رسول زاده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 7:49  توسط لبخند رویایی 

يادهای تو درياست

 

و من نهنگ گمشده‌ای

كه در پی قویی،

در جویی غرق شد . . .

 

شاعر: شمس لنگرودی


برچسب‌ها: شعر, شمس لنگرودی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:45  توسط لبخند رویایی 

تو،

 

بوته‌ای گل‌سرخ؛

من،

باغبانی ناشی!

 

تا تو بخواهی بشکفی،

من هزار زخم خورده‌ام . . .

 

شاعر: رضا کاظمی


برچسب‌ها: شعر, رضا کاظمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 0:44  توسط لبخند رویایی 

در مجلس تـرحیم اگر تار و دف آورد 

یـا جای گلایل سر قبـرم علف آورد

مـنـعـش نـکـنـیـد !

ایـن جگر آزرده ی طناز

یـک عمر بـه این شیـوه دلم را بـه کـف آورد . .

-----------------------------

ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوب من / من به این یک جمله خود سخت ایمان داشتم

            لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید / تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشت


برچسب‌ها: شعر, کاظم بهمنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 0:19  توسط لبخند رویایی  | 

کوچ تا چند؟ مگر می شود از خویش گریخت؟
«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد

 

 



فاضل نظری


برچسب‌ها: شعر, فاضل نظری
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 0:14  توسط لبخند رویایی 

 

اکنون دریای سرد

که تمام روز از این پهلو به آن پهلو غلتیده

به خوابی عمیق در شده

در بستر ستارگان.


برچسب‌ها: شعر, ریچارد رایت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 9:39  توسط لبخند رویایی  | 

و از میان تـمام آرزوها ،

دردناک ترینش

نـخواستن تـو در نداشتـن توست

 نیکی فیروز کوهی


برچسب‌ها: شعر, نیکی فیروزکوهی
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 21:21  توسط لبخند رویایی  | 

پرنده بودن خوب است

 

حتی اگر کلاغ باشی

لااقل می توانی پرواز کنی

این پاها

اگر بتوانند

فقط تو را کمی آنسوتر می برند

مثلاً به پارکی در اطراف

پرنده بودن خوب است

می توانی هر جا که بخواهی بروی

بدون پول، بدون بلیط، بدون ویزا.


برچسب‌ها: شعر, رسول یونان
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 21:16  توسط لبخند رویایی  | 

یک روز، شعر تمام‌ می‌شود

شاعران به سر زندگی خود برمی‌گردند

تشکیل خانواده می‌دهند

به مادر خود سر می‌زنند

در انظار عمومی ظاهر می‌شوند

مردم، در کوچه و خیابان

موجودات عجیب و غریبی را می‌بینند

که ترکیبی از پرنده و پری‌دریایی‌اند

اما روی دو پا راه می‌روند

و نام و نام خانوادگی ندارند!


برچسب‌ها: شعر, اکبر اکسیر
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 21:15  توسط لبخند رویایی  | 

در گلو می شکنم از سر خشم

 

هر نفس، خنجر فریادی را

سر خونین جدا از تن من

در رگ و ریشه نهان کرده هنوز

کینه کهنه جلادی را

بی سر از راه سفر آمده ام

سر من در شب تاریک زمین

همچنان چشم به راه سحر است

جاده، خالی است ولی می شنوی؟

آه! با من، با من

پای سنگین کسی همسفر است

ای در بسته گمگشته کلید

گوش بر روزنه ات دوخته ام

تا مگر راه به سوی تو برم

مشعل از

چشم خود افروخته ام

جامه دان سفر دور به دست

در تب تند عطش سوخته ام

ای در بسته! جواب تو کجاست؟

راستی، ای دم طوفانی صبح

آفتاب تو کجاست؟

 

شاعر: نادر نادرپور

شعر "جاده خالی است" از دفتر "گیاه و سنگ نه، آتش"


برچسب‌ها: شعر, نادر نادر پور
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 9:46  توسط لبخند رویایی  | 

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

فاضل نظری


برچسب‌ها: شعر, فاضل نظری
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:47  توسط لبخند رویایی  | 

 

آغوش تو چقدر می آید به قامتم

در آن به قدر پیرهن خویش راحتم


برچسب‌ها: شعر, علیرضا بدیع
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 0:44  توسط لبخند رویایی  | 

 

کنارم که هستی

خیابان ها از ماهیت می افتند

رسیدنی در کار نیست

شانه به شانه مقصدم قدم میزنم

 


برچسب‌ها: شعر, شهریار بهروز
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 0:41  توسط لبخند رویایی  | 

من را کشیده ای!

 

 

نه بر بوم؛

به آتش . . .

 

شاعر: سید محمد مرکبیان


برچسب‌ها: شعر, سید محمد مرکبیان
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 0:40  توسط لبخند رویایی  | 

از دلتنگيت کجا فرار کنم ؟
معمار هيجان
کجا بروم که صداي آمدنت را بشنوم ؟
کجا بايستم که راه رفتنت را ببينم ؟
کجا بخوابم که صداي نفس‌هات بيايد ؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پيدا شوم ؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوي ؟
کجايي ؟
کجايي که هيچ چيزي قشنگ‌تر از تماشاي تو نيست ؟
کجا بميرم
که با بوسه‌هاي تو چشم باز کنم ؟
نارنجي وحشي
کجايي ؟ 

عباس معروفي


برچسب‌ها: شعر, عباس معروفی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:45  توسط لبخند رویایی  | 

صبح رسيده است 
مرا ياد تو ، از خواب بيدارمي كند 
ياد تو ، به گلدانهاي خانه آب مي دهد
ياد تو ، سيگاري روشن مي كند
ياد تو ، موسيقي عشق مي گذارد
 
صبح رسيده است 
ياد تو ، قلم به دست مي گيرد 
ازشرق مي گويد كه خورشيد بيرون مي زند
راه غرب را مي بندد
زل مي زند به خورشيد به ياد تو 
ياد تو ، معجزه مي كند
دم مسيحايي دارد 
براي مني كه شبها مي ميرم 

علي احمد سعيد ( آدونيس ) 
برگردان : بابك شاكر


برچسب‌ها: شعر, علي احمد سعيد
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:43  توسط لبخند رویایی  | 

تو و يادت نقطه ي مقابل يکديگريد
هر چه قدر خود را به تو نزديک مي کنم
همان اندازه دورتر مي شوي
و هر اندازه از يادت دوري مي کنم
همان قدر به من نزديک تر مي شود
تو و يادت در قبال من
هميشه در جهت عکس هم حرکت کرده ايد
انگار تقاص اختلاف شما ها را هم
من بايد پس بدهم
پر توقع نيستم ، با من که نه
لطفاً يا با يادت آشتي کن و برگرد
يا به خاطر خدا هم که شده
دست يادت را هم بگير و از اينجا ببر

مصطفي زاهدي


برچسب‌ها: شعر, مصطفی زاهدی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:41  توسط لبخند رویایی  | 

دور از تو آنچه سمت ِ چپ سينه ي من است
دل نيست، موزه ي درد معاصر است 

 

احسان پارسا


برچسب‌ها: شعر, احسان پارسا
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:38  توسط لبخند رویایی  | 

و عشق
رنجی عظیم بود
و قرص‌ها جواب ندادند...

 


سيد علي اميرافضلي


برچسب‌ها: شعر, سید علی امیرافضلی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:37  توسط لبخند رویایی  | 

فردا آمده است

 

و ایستاده است پیش روی من!

 

میپرسد:

چه میخواستی؟!

 

با عصا او را کنار میزنم؛

همچنان چشم دوخته به دوردست؛

منتظر . . .

 

شاعر: شهاب مقربین


برچسب‌ها: شعر, شهاب مقربین
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:36  توسط لبخند رویایی  | 

اشتباه نکن 
نه زيبايی تو
نه محبوبيت تو 
مرا مجذوب خود نکرد.
تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسيدی...

من عاشقت شدم.

 


برچسب‌ها: شعر, شمس لنگرودی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:33  توسط لبخند رویایی  | 

مهربانی  می‌کنند  این  روزها  کلاش ها

دسته جمعی سمت مسجد می‌روند اوباش ها

لات های  ایــن  محل  تا  آمدی  عاقل شدند

دلبرم...! حسن ِختام ِ خشم ها ، پرخاش ها

رد شدی از برگ های خشکِ پاییزی و بعد...

جنگ  برپا شد  میان  تک  تک  فراش ها

چشم هایت سبز یا آبی ست؟ یا تلفیقی است؟

چشم هایت  سوژه شد  بین  همه  نقاش ها...

از زمانی کـــه نگاهت  را  به  باغ  انداختی

رز بیرون می‌دهند از شاخه ها خش خاش ها

آمدی امواج صوتی بین‌شان منسوخ شد

با ورودت چشـــم وا کردند این خفاش ها

سیندرلای منی ...هر روز دعوا می‌کنند

برسریک لنگ ِ کفش تو همه کفاش ها

گفته ای مثل برادر دوستم داری ولی...

کاش من یار تو بودم ، مابقی داداش ها

کاش می ماندی کنارم کاش... اما رفتی و...

شعرهایم پر شد از اما... اگرها ، کاش ها...

 

برچسب‌ها: شعر, محسن مرادی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 20:31  توسط لبخند رویایی  | 

لب بر لبت مي گذارم
تا تمام کلمات ممنوعه را
بي آنکه گفته شوند
بي آنکه شنيده شوند
لمس کني

افشين يداللهي


برچسب‌ها: شعر, افشین یداللهی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 11:41  توسط لبخند رویایی  | 

می‌خواهم ابری را

به گوزنی تشبیه کنم.

ولی نمی‌توانم.

دروغ‌های دوست‌داشتنی

به‌مرور کم می‌شوند.

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

وبلاگ شمال از شمال غربی

 


برچسب‌ها: شعر, یانیس ریتسوس
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 11:30  توسط لبخند رویایی  | 

مطالب قدیمی‌تر